سَلَامٌ عَلَى آلِ یس ...

تَعْرِفُ فِی وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِیمِ «24» مطففین

سَلَامٌ عَلَى آلِ یس ...

تَعْرِفُ فِی وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِیمِ «24» مطففین

سَلَامٌ عَلَى آلِ یس ...

حَدِّثُوا عَنَّا وَ لَا حَرَجَ:
عَن مولانا الإمام جعفر الصادق صلوات الله علیه:
حَدِّثُوا عَنَّا وَ لَا حَرَجَ، رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْیَا أَمْرَنَا.
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏2، ص: 151
مولای ما حضرت امام جعفر صادق صلوات الله علیه فرمود:
از ما حدیث نقل کنید و احساس سختى نکنید. خدا رحمت کند کسى را که امر ما را زنده بدارد.

دارویی ارزشمند با سنا و مویز و هلیله

جمعه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۳۹ ب.ظ

آقا و مولای ما حضرت امام جعفر صادق صلوات الله علیه فرمود:
 اگر مردم می دانستند در سنا چیست یک مثقالش را با دو مثقال طلا برابر می کردند، آگاه باشید که آن از بهق  و پیسى، جذام، دیوانگى، فلج و لقوه  امان است؛ مویز سرخ بدون هسته را  با هلیله کابلى زرد و سیاه به مقدار مساوی گرفته و با هم مخلوط کنند و به اندازه 3 درهم (دو مثقال تقریبا) هنگام ناشتا بخورند و مانند آن هنگام خواب استفاده شود و آن سیّد داروهاست.

 قَالَ سیّدنا ومولانا الإمام جعفر الصادق صلوات الله علیه:
لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِی السَّنَا، لَقَابَلُوا کُلَّ مِثْقَالٍ مِنْهُ بِمِثْقَالَیْنِ مِنْ ذَهَبٍ، أَمَا إِنَّهُ أَمَانٌ مِنَ الْبَهَقِ وَ الْبَرَصِ وَ الْجُذَامِ وَ الْجُنُونِ وَ الْفَالِجِ وَ اللَّقْوَةِ، وَ یُؤْخَذُ مَعَ الزَّبِیبِ الْأَحْمَرِ الَّذِی لَا نَوَى لَهُ وَ یُجْعَلُ مَعَهُ هَلِیلَجٌ کَابُلِیٌّ وَ أَصْفَرُ وَ أَسْوَدُ أَجْزَاءً سَوَاءً، یُؤْخَذُ عَلَى الرِّیقِ مِقْدَارَ ثَلَاثَةِ دَرَاهِمَ وَ إِذَا أَوَیْتَ إِلَى فِرَاشِکَ مِثْلَهُ وَ هُوَ سَیِّدُ الْأَدْوِیَة.

مکارم الأخلاق، ص: 188
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏59، ص: 218

توضیح واژه ها:
سنا: فرهنگ لغت عمید (اسم) [عربی] (زیست‌شناسی)
[sanā] گیاهی گرمسیری با برگ‌های باریک، گل‌های کبود یا زردرنگ و دانه‌های ریز که بلندیش تا ۶۰ سانتی‌متر می‌رسد و برگ آن ملین و مسهل است و به‌صورت دم‌کرده، پودر و قرص به کار می‌رود. برای درمان تنگی‌نفس، قولنج و سیاتیک به کار می‌رود.
بهق: فرهنگ فارسی معین (بَ هَ) [ معر. ] ( اِ.) خال ها و نقطه های سیاه و سفید روی بدن ، لک و پیس . کک و مک . بهک نیز گویند.
برص: فرهنگ لغت عمید :[baras] پیسی؛ لک‌وپیس؛ لکه‌های سفیدی که روی پوست بدن ایجاد می‌شود؛ نوعی بیماری پوستی که با سفید شدن یا بی‌رنگ شدن قسمتی از پوست بدن و پررنگ‌ شدن قسمت‌های اطراف آن مشخص می‌شود.
جذام: فرهنگ فارسی معین :(جُ) [ ع . ] (اِ.) خوره ، آکله ؛ نوعی بیماری عفونی و مزمن که ایجاد زخم و جراحت کرده و در بعضی اعضای بدن با ایجاد بی حسی ، موجب فساد آن عضو می شود.
لقوه: فرهنگ لغت عمید : [laqve] مرضی که در چهرۀ انسان پیدا می‌شود و لب و دهان یا فک به ‌طرفی کج می‌شود.
هلیله: لغت نامه دهخدا : [ هَ لی ل َ / ل ِ ] (اِ) اهلیلج . هلیلج . از درختان نواحی حاره است که میوه اش مصرف طبی دارد و آن چند نوع است : هلیلهٔ بزرگ که کابلی گویند، هلیله ٔ زرد و بلیله . درخت آن کوچک چون سیب و به و آلو و برگ آن کوچکتر و دراز چون برگ بید. (یادداشتهای مؤلف ). و آن را اقسام است : هلیله ٔ زرد، هلیله ٔ سیاه و هلیله ٔ کابلی . (آنندراج ). آزاددرخت . زهره ٔ زمین . (یادداشتهای مؤلف ) : اندر میان رامیان و جالند، پنج روز راه است و همه ٔ راه درختان هلیله و بلیله و آمله و داروهاست که به همه ٔ جهان ببرند. (حدود العالم ).

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی